خرید بک لینک
نمی دانم چند سال و ماه گذشته است ، همین قدر یادم هست که صدا ها و رایحه ها چنان در ذهنم آمد که پرده زمان را به کنار زد و من آن دست های مضطرب را لمس کردم. و زندگی ام رنگ دیگری گرفت چنان که فراموش نمی شود و با صداها زنده می شود.  آن صدا را می شنوم و بیدار می شوم از رویای دیگری .....   ( می خواهم برایت الفبایی دیگر اختراع کنم  و در آن بنهم آهنگ باران را  غبار ماه را  اندوه ابرهای خاکستری را درد برگ ها را  زیر چرخ پاییز. ) نزار قبانی  

برچسب: باران چت,باران کوثری,باران, نویسنده: مهتاب کاشانی تاريخ: پنجشنبه 2 دی 1395 ساعت: 3:44

صفحه بندی